17 بهمن، برای همیشه خاطره تلخی را برایم یادآور می شود. خاطره تلخ از دست دادن - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 7:39
17 بهمن، برای همیشه خاطره تلخی را برایم یادآور می شود. خاطره تلخ از دست دادن مادر مادرم! امسال هفتمین سالگرد درگذشتت را به همراه کوچولوی عزیزی که چند ماهی است به جمع ما پیوسته، به سوگ می نشینیم. نوید رضا، نوه عزیز و مهربانت که آرزو داشتی با ازدواجم او را ببینی ولی قسمت نشد. می دانیم که آگاه و خوشحال...
17 بهمن، برای همیشه خاطره تلخی را برایم یادآور می شود. خاطره تلخ از دست دادن مادر - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:00
مادرم! امسال هفتمین سالگرد درگذشتت را به همراه کوچولوی عزیزی که چند ماهی است به جمع ما پیوسته، به سوگ می نشینیم. نوید رضا، نوه عزیز و مهربانت که آرزو داشتی با ازدواجم او را ببینی ولی قسمت نشد. می دا
الهی و ربی من لی غیرک - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
اینروزها که دلم خیلی گرفته، در اوج پناهندگی به خدا می باشم... خودم را به دستهای او می سپارم... خودش طبیبم باشد.... الهی و ربی من لی غیرک
سالگرد مهرباني 1 (به مناسبت سومين سالگرد رحلت مادر عزيز و مهربانمان 17 بهمن ماه) - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادرمادرم ورفتن به بیرون خوش بود! اکنون بزرگ شده ام،مادرم رامی خواهم؛نه برای گرفتن گوشه چادرش!می خواهمش که باگوشه چادرش اشک هایم راپاک کنم نه این که دلم خوش شود که می دانم نمی شود!شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادرش.مادرم درنگاهت خستگي معنا نداشت وسعت پاك تو را دريا نداشت ...
سالگرد مهرباني 1 (به مناسبت سومين سالگرد رحلت مادر عزيز و مهربانمان 17 بهمن ماه) - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
توبودی این جهان رنگی دگر داشت برایم عشق معنایی دگر داشتهنوز آوای هر حرف تودرجان بود آرامبخش این دل و جان اگر یک روز از عمرم بماند بدون عشق تو خواهم نماند اگر صد سال هم اینجا نباشی نخواهد شد که در قلبم نباشی برایم ای گل مادر دعا کن نگاهی مهربانانه به ما کن دعا کردم برایت هر شب وروز قرین رحمتش باشی تو...
سالگرد مهرباني 2 (به مناسبت سومين سالگرد رحلت مادر عزيز و مهربانمان 17 بهمن ماه) - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
تاج از فرق فلک برداشتن ،جاودان آن تاج بر سرداشتن : در بهشت آرزو ره یافتن، هر نفس شهدی به ساغر داشتن، روز در انواع نعمت ها و ناز، شب بتی چون ماه در بر داشتن ، صبح از بام جهان چون آفتاب ، روی گیتی را منور داشتن ، شامگه چون ماه رویا آفرین، ناز بر افلاک اختر داشتن، چون صبا در مزرع سبز فلک، بال در بال کب...
سالگرد مهرباني 3 (به مناسبت سومين سالگرد رحلت مادر عزيز و مهربانمان 17 بهمن ماه) - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
سلام ای غروب غریبانه ی دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتنسلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شب های روشنخداحافظ ای شعر شب های روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق
باز محرم رسید ماه عزای حسین سینه ی ما می شود كرب و بلای حسین - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
امشب ؛ شب اول محرم است . یادش بخیر روز اول محرم سال 1389 که مادر مرحومم آن روز را روزه گرفت.با توجه به مریضی و سن بالایش و از طرفی دستور پزشک چندین سال بود که نمی توانست روزه بگیرد ولی روز اول محرم آن سال را روزه گرفت. انگار می دانست که آن سال به دیدار محبوب خواهد رفت و ما بعداً و به طور اتفاقی با م...
سالگرد درگذشت مادری مهربان... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
مادرمیاسها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت میگیرند... شبنم گل واژه اشکهای توست... ای شقایق دشتستان صبوری... ای هم آغوش پروانهها... ای صفای گل سرخ... ای نرگس عشق تو از همه گلها زیباتر و از همه آنها خوشبوتری در سالروز یاد تو عطر همه گلهای شکفته را نثار وجودت میکنیم... (فاطمه و محسن)
به مناسبت پنجمین سالگرد عروج ملکوتی مادری مهربان و دلسوز - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
عجب روز سیاهى بود ، گم کردم صدایت را ندیدم بعد از آن دیگر طلوع شانه هایت را دو چشمانت دو ماهى بود در تُنگ خیال من ولى آخر گریزاندى دو ماهى رهایت را و شاید دست هاشان تشنه تر بود از نگاه من سراب جاده ها بردند با خود ردّ پایت را چه بى تابانه خود را از تو پُر مى خواستم اما نگاهم هر کجا گردید خالى دید جا...
به مناسبت ششمین سالگرد رحلت مادری مهربان و دلسوز - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
می شود مادر نوشت؟می شود طومارعشقی این چنین از سر نوشت؟می شود پروانـه و پرواز را بی پَـر نوشت؟می نویسم مـادرم زیبـاترین ،تنـهاترین...می شود تعریف هایش را مگـر بی تـر نوشت ؟دفتـرم می سوزد از بس من نوشتم مادرممی شود روی پَـرپـروانه ها مادر نوشت؟اولش نام خـدا ؛ مادر، پدر، بعدش همـهمی شود هر نـام را جز ن...
تولد فرزند - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 12:51
می شود مادر نوشت؟می شود طومارعشقی این چنین از سر نوشت؟می شود پروانـه و پرواز را بی پَـر نوشت؟می نویسم مـادرم زیبـاترین ،تنـهاترین...می شود تعریف هایش را مگـر بی تـر نوشت ؟دفتـرم می سوزد از بس من نوشتم مادرممی شود روی پَـرپـروانه ها مادر نوشت؟اولش نام خـدا ؛ مادر، پدر، بعدش همـهمی شود هر نـام را جز ن...