17 بهمن، برای همیشه خاطره تلخی را برایم یادآور می شود. خاطره تلخ از دست دادن مادر مادرم! امسال هفتمین سالگرد درگذشتت را به همراه کوچولوی عزیزی که چند ماهی است به جمع ما پیوسته، به سوگ می نشینیم. نوید رضا، نوه عزیز و مهربانت که آرزو داشتی با ازدواجم او را ببینی ولی قسمت نشد. می دانیم که آگاه و خوشحالی و یقین داریم که لطف خداوند و دعاهای شما مادر مهربان بود که بدرقه راهمان شد تا خداوند متعال این نعمت بسیار بزرگ را به من و همسر مهربانم عنایت فرماید. روح شما مادر عزیز و مهربان و تمامی درگذشتگا
برچسب:
نویسنده: نوید شاکری
برچسب:
نویسنده: نوید شاکری
مادرمیاسها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت میگیرند...
شبنم گل واژه اشکهای توست...
ای شقایق دشتستان صبوری...
ای هم آغوش پروانهها...
ای صفای گل سرخ...
ای نرگس عشق
تو از همه گلها زیباتر و از همه آنها خوشبوتری
در سالروز یاد تو عطر همه گلهای شکفته را نثار وجودت میکنیم...
(فاطمه و محسن)
عجب روز سیاهى بود ، گم کردم صدایت را
ندیدم بعد از آن دیگر طلوع شانه هایت را
دو چشمانت دو ماهى بود در تُنگ خیال من
ولى آخر گریزاندى دو ماهى رهایت را
و شاید دست هاشان تشنه تر بود از نگاه من
سراب جاده ها بردند با خود ردّ پایت را
چه بى تابانه خود را از تو پُر مى خواستم اما
نگاهم هر کجا گردید خالى دید جایت را
در آسمان دیده من ابرهای باران زا
دیشب به باد خاطره هایت گریستند
امروز که پنجمین سالگرد عروج توست
چشمان من به چرخش این چرخ می گریستند
یادت به ناز آمد و درخاطرم نشست
حالم عوض شد و خاطره هایم گریستند
بی تو گذشت پنج سال ، ای عجب
در این پنج سال ، هزار چشم برایت گریستند
یادت که خواب ز چشمان من ر


