خرید بک لینک
17 بهمن، برای همیشه خاطره تلخی را برایم یادآور می شود. خاطره تلخ از دست دادن مادر مادرم! امسال هفتمین سالگرد درگذشتت را به همراه کوچولوی عزیزی که چند ماهی است به جمع ما پیوسته، به سوگ می نشینیم. نوید رضا، نوه عزیز و مهربانت که آرزو داشتی با ازدواجم او را ببینی ولی قسمت نشد. می دانیم که آگاه و خوشحالی و یقین داریم که لطف خداوند و دعاهای شما مادر مهربان بود که بدرقه راهمان شد تا خداوند متعال این نعمت بسیار بزرگ را به من و همسر مهربانم عنایت فرماید. روح شما مادر عزیز و مهربان و تمامی درگذشتگاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید شاکری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:39

مادرم! امسال هفتمین سالگرد درگذشتت را به همراه کوچولوی عزیزی که چند ماهی است به جمع ما پیوسته، به سوگ می نشینیم. نوید رضا، نوه عزیز و مهربانت که آرزو داشتی با ازدواجم او را ببینی ولی قسمت نشد. می داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید شاکری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:00

اینروزها که دلم خیلی گرفته، در اوج پناهندگی به خدا می باشم... خودم را به دستهای او می سپارم... خودش طبیبم باشد....

الهی و ربی من لی غیرک

برچسب: الهی,غیرک, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادرمادرم ورفتن به بیرون خوش بود! اکنون بزرگ شده ام،مادرم رامی خواهم؛نه برای گرفتن گوشه چادرش!می خواهمش که باگوشه چادرش اشک هایم راپاک کنم نه این که دلم خوش شود که می دانم نمی شود!شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادرش.مادرم درنگاهت خستگي معنا نداشت وسعت پاك تو را دريا نداشت آه اي جاري تر از خورشيد خوب كاشكي هرگز نمي كردي غروب برچسبها: مادر, سالگرد, سومین, وفات, فوتادامه مطلب

برچسب: سالگرد,مهرباني,مناسبت,سومين,سالگرد,رحلت,مادر,عزيز,مهربانمان,بهمن, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

توبودی این جهان رنگی دگر داشت برایم عشق معنایی دگر داشتهنوز آوای هر حرف تودرجان بود آرامبخش این دل و جان اگر یک روز از عمرم بماند بدون عشق تو خواهم نماند اگر صد سال هم اینجا نباشی نخواهد شد که در قلبم نباشی برایم ای گل مادر دعا کن نگاهی مهربانانه به ما کن دعا کردم برایت هر شب وروز قرین رحمتش باشی تو هر روز برچسبها: مادر, سالگرد, سومین, وفات, فوتادامه مطلب

برچسب: سالگرد,مهرباني,مناسبت,سومين,سالگرد,رحلت,مادر,عزيز,مهربانمان,بهمن, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

تاج از فرق فلک برداشتن ،جاودان آن تاج بر سرداشتن : در بهشت آرزو ره یافتن، هر نفس شهدی به ساغر داشتن، روز در انواع نعمت ها و ناز، شب بتی چون ماه در بر داشتن ، صبح از بام جهان چون آفتاب ، روی گیتی را منور داشتن ، شامگه چون ماه رویا آفرین، ناز بر افلاک اختر داشتن، چون صبا در مزرع سبز فلک، بال در بال کبوتر داشتن، حشمت و جاه سلیمان یافتن، شوکت و فر سکندر داشتن ، تا ابد در اوج قدرت زیستن، ملک هستی را مسخر داشتن، برتو ارزانی که ما را خوش تر است : لذت یک لحظه "مادر" داشتن ! برچسبها: مادر, سالگرد, سومین, وفات, فوتادامه مطلب

برچسب: سالگرد,مهرباني,مناسبت,سومين,سالگرد,رحلت,مادر,عزيز,مهربانمان,بهمن, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

سلام ای غروب غریبانه ی دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتنسلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شب های روشنخداحافظ ای شعر شب های روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق ادامه مطلب

برچسب: سالگرد,مهرباني,مناسبت,سومين,سالگرد,رحلت,مادر,عزيز,مهربانمان,بهمن, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

امشب ؛ شب اول محرم است . یادش بخیر روز اول محرم سال 1389 که مادر مرحومم آن روز را روزه گرفت.با توجه به مریضی و سن بالایش و از طرفی دستور پزشک چندین سال بود که نمی توانست روزه بگیرد ولی روز اول محرم آن سال را روزه گرفت. انگار می دانست که آن سال به دیدار محبوب خواهد رفت و ما بعداً و به طور اتفاقی با مطالعه مفاتیح الجنان فهمیدیم که هر کس اولین روز محرم را روزه بگیرد و در آن سال بمیرد وارد بهشت خواهد شد. روح وی و تمامی کسانی که به رحمت خدا رفته اند و محرم امسال در جمع ما نیستند؛ شاد و قرین رحمت حق باد. ادامه مطلب

برچسب: محرم,رسید,عزای,حسین,سینه,بلای,حسین, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

مادرمیاسها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت میگیرند... شبنم گل واژه اشکهای توست... ای شقایق دشتستان صبوری... ای هم آغوش پروانهها... ای صفای گل سرخ... ای نرگس عشق تو از همه گلها زیباتر و از همه آنها خوشبوتری در سالروز یاد تو عطر همه گلهای شکفته را نثار وجودت میکنیم... (فاطمه و محسن) ادامه مطلب

برچسب: سالگرد,درگذشت,مادری,مهربان, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

عجب روز سیاهى بود ، گم کردم صدایت را ندیدم بعد از آن دیگر طلوع شانه هایت را دو چشمانت دو ماهى بود در تُنگ خیال من ولى آخر گریزاندى دو ماهى رهایت را و شاید دست هاشان تشنه تر بود از نگاه من سراب جاده ها بردند با خود ردّ پایت را چه بى تابانه خود را از تو پُر مى خواستم اما نگاهم هر کجا گردید خالى دید جایت را در آسمان دیده من ابرهای باران زا دیشب به باد خاطره هایت گریستند امروز که پنجمین سالگرد عروج توست چشمان من به چرخش این چرخ می گریستند یادت به ناز آمد و درخاطرم نشست حالم عوض شد و خاطره هایم گریستند بی تو گذشت پنج سال ، ای عجب در این پنج سال ، هزار چشم برایت گریستند یادت که خواب ز چشمان من رادامه مطلب

برچسب: مناسبت,پنجمین,سالگرد,عروج,ملکوتی,مادری,مهربان,دلسوز, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51


می شود مادر نوشت؟
می شود طومارعشقی این چنین از سر نوشت؟
می شود پروانـه و پرواز را بی پَـر نوشت؟
می نویسم مـادرم زیبـاترین ،تنـهاترین...
می شود تعریف هایش را مگـر بی تـر نوشت ؟
دفتـرم می سوزد از بس من نوشتم مادرم
می شود روی پَـرپـروانه ها مادر نوشت؟
اولش نام خـدا ؛ مادر، پدر، بعدش همـه
می شود هر نـام را جز نـام او آخر نوشت؟
مردمان کاتب ، درختان هم قلم ، دریا دوات
می شود یک ذرّه از توصیف این گوهر نوشت؟

برچسب: مناسبت,ششمین,سالگرد,رحلت,مادری,مهربان,دلسوز, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51


می شود مادر نوشت؟
می شود طومارعشقی این چنین از سر نوشت؟
می شود پروانـه و پرواز را بی پَـر نوشت؟
می نویسم مـادرم زیبـاترین ،تنـهاترین...
می شود تعریف هایش را مگـر بی تـر نوشت ؟
دفتـرم می سوزد از بس من نوشتم مادرم
می شود روی پَـرپـروانه ها مادر نوشت؟
اولش نام خـدا ؛ مادر، پدر، بعدش همـه
می شود هر نـام را جز نـام او آخر نوشت؟
مردمان کاتب ، درختان هم قلم ، دریا دوات
می شود یک ذرّه از توصیف این گوهر نوشت؟

برچسب: تولد,فرزند, نویسنده: نوید شاکری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 12:51

صفحه بندی